مشکل خروج از افغانستان این است که ایالات متحده هنوز آنجا بود

[ad_1]

  • یک سال پیش در این هفته، آخرین سربازان آمریکایی در حالی که طالبان سراسر کشور را فراگرفتند، افغانستان را ترک کردند.
  • پیروزی سریع و خشونت طالبان در جریان عقب نشینی باعث شد که بسیاری آن را شکستی از سوی رئیس جمهور جو بایدن بدانند.
  • افغانستان در واقع یک شکست برای ایالات متحده بود، اما مدت زیادی طول کشید تا بایدن یا ترامپ برای عقب نشینی اقدام کنند.

یک سال پیش در این هفته، بسیاری با وحشت شاهد حمله طالبان در سراسر افغانستان در پی خروج نهایی آشفته نیروهای آمریکایی از این کشور بودند.

ارتش ملی افغانستان ذوب شد و طی چند روز، افغانستان به طور کامل تحت کنترل طالبان قرار گرفت، همانطور که در سال 2001، قبل از تهاجم ایالات متحده پس از حملات تروریستی 11 سپتامبر بود. از آن زمان، اقتصاد این کشور سقوط کرده است و باعث شده است که فقر و گرسنگی به سطح بحران انسانی برسد. در عین حال، طالبان به طور چشمگیری مخالفت های سیاسی و حقوق بشر را به ویژه برای زنان افغان محدود کرده است.

در نتیجه، برخی از منتقدان خروج از افغانستان را یکی از بزرگ‌ترین شکست‌های دولت جو بایدن، رئیس‌جمهور ایالات متحده، اگر نگوییم بزرگ‌ترین، می‌دانند. فراتر از خسارات وارده به خود افغانستان، برخی همچنین استدلال می کنند که هرج و مرج ناشی از عقب نشینی ممکن است ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه را برای انجام تهاجم به اوکراین جرأت داده باشد.

اگرچه روسیه پیش از اوت 2021 جمع آوری نیروها را در خارج از مرزهای اوکراین آغاز کرده بود، اما خرابی هواپیمای کابل در چند هفته اخیر حضور ایالات متحده در افغانستان ممکن است این تصور را ایجاد کرده باشد که ایالات متحده بیش از حد ناتوان یا تمرکز درونی برای پاسخ دادن به یک وضعیت امنیتی دارد. بحران در اروپا

در داخل کشور، افغانستان از چرخه اخبار و توجه رای دهندگان محو شده است، زیرا مسائل دیگر، از تورم گرفته تا تأثیر تصمیمات دادگاه عالی، به کانون توجه قرار گرفته است. اما شکی وجود ندارد که در آن زمان به درک شایستگی بایدن به عنوان فرمانده کل لطمه زد.

بایدن دوور افغانستان

رئیس جمهور جو بایدن و سایر مقامات در هنگام انتقال بقایای سربازان آمریکایی در پایگاه هوایی دوور در 29 اوت 2021.

SAUL LOEB/AFP از طریق گتی ایماژ


اشتباه نکنید، افغانستان در واقع شکست سیاست خارجی ایالات متحده بود. اما این شکست دولت بایدن، یا حتی دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور پیشین آمریکا نبود، که در واقع توافق نامه ای را با طالبان امضا کردند که بایدن در نهایت با خروج نیروهای آمریکایی از آن پیروی کرد.

از بسیاری جهات، هر دو دولت به سادگی گامی دشوار برداشتند که باید مدتها پیش برداشته می شد.

در واقع، شکست سیاست خارجی در نحوه خروج ایالات متحده از افغانستان در آگوست 2021 نبود، بلکه در این واقعیت بود که نیروهای ایالات متحده هنوز در اوت 2021 در افغانستان بودند. دخالت 20 ساله ایالات متحده در آنجا تحت حمایت “جنگ جهانی علیه” ترور» به آنچه که به عنوان «جنگ‌های همیشگی» شناخته می‌شود، تغذیه می‌شود: درگیری‌هایی که پایانی در آن دیده نمی‌شود، یا هیچ نشانگر روشنی از آنچه می‌تواند یک لحظه واقعی «ماموریت انجام شده» باشد.

چرا جنگ در افغانستان اینقدر طول کشید؟ سه دلیل کلیدی وجود دارد که به درس‌های اصلی برای جلوگیری از شکست دیگری از این دست در سیاست خارجی اشاره می‌کند.

اول، آمریکا تقریباً از همان ابتدا فراموش کرد که دشمن در داخل افغانستان کیست. دلیل تهاجم آمریکا شکست دادن طالبان نبود. این برای پایان دادن به حمایت آنها از سازمان تروریستی القاعده مسئول حملات 11 سپتامبر و به دست آوردن کمک آنها برای تحویل دادن رهبر القاعده، اسامه بن لادن بود.

اما هنگامی که تهاجم آغاز شد، آن مأموریت، اگرچه فراموش نشد، به عملیاتی برای از بین بردن کامل توانایی طالبان برای به دست آوردن مجدد قدرت در افغانستان تبدیل شد. در حالی که اسامه بن لادن در نهایت – در پاکستان، نه در افغانستان – کشته شد، مأموریت گسترده‌تر آشکارا شکست خورد.

جنگجویان طالبان افغان

جنگجویان طالبان افغان

عکس AP


اگر ایالات متحده تمرکز خود را روی دشمن واقعی از دست نمی داد، می توانست خیلی زودتر با پذیرش نتیجه نهایی آن – کنترل کامل کشور توسط طالبان – از ناامیدی و هزینه های جنگ بیهوده 20 ساله در امان بماند. و منظورم از قبل، در سال 2001، درست پس از تهاجم اولیه است.

در واقع، با انجام این کار، ایالات متحده احتمالاً می‌توانست نتیجه‌ای را به دست آورد که در آن زمان با منافع بلندمدت خود در منطقه سازگار باشد. از نظر نظامی، تهاجم ایالات متحده یک شکست بود. و بلافاصله پس از حملات 11 سپتامبر، واشنگتن از مجموعه ای از حسن نیت بین المللی در فضای محکومیت تقریباً جهانی طالبان برخوردار شد.

این شرایط – شکست آسان نیروهای طالبان و محکومیت تقریباً جهانی رژیم – به ایالات متحده این امکان را می داد که معامله مطلوب تری با طالبان انجام دهد. این می‌توانست مستلزم این باشد که به جنبش اجازه داده شود در قدرت بماند، اما تحت این تهدید که ایالات متحده با نشان دادن توانایی خود برای نابودی طالبان در میدان جنگ، اگر به القاعده یا سازمانی مشابه در منطقه کمک کند، دوباره این کار را انجام می‌دهد. آینده.

به عبارت دیگر، به جای تهاجم و پس از آن یک ضد شورش 20 ساله، ایالات متحده می توانست عملیاتی را انجام دهد که هم یک حمله تنبیهی و هم پیشگیرانه است.

هیچ کدام از آن اتفاق نیفتاد. در عوض، دولت جورج دبلیو بوش، رئیس جمهور وقت، بر شکست کامل طالبان و تبدیل افغانستان به یک دموکراسی تمام عیار تمرکز کرد. این دستور بلند و هدفی بود که به طور قابل ملاحظه ای از هدف اصلی تهاجم فاصله داشت.

تفنگداران دریایی آمریکا در افغانستان

سربازان آمریکایی در 2 مارس 2002 در فرودگاه بگرام نگهبانی می‌دهند.

رویترز/ماریو لاپورتا


دوم اینکه خود افغانستان خیلی زود فراموش شد. هنگامی که عملیات در آنجا تبدیل به یک مأموریت دولت سازی غیرقابل توصیه شد، به جای فراهم کردن منابع لازم برای موفقیت، دولت بوش تمرکز خود را از افغانستان در یک زمان حساس تغییر داد.

دانش پژوهانی که دولت سازی را مطالعه می کنند، تشخیص می دهند که حتی در بهترین شرایط، این کار بسیار دشوار است. اما اغلب به آن اشاره می کنند ایده یک “ساعت طلایی” – سال اول پس از توقف خصومت ها، که در طی آن، اگر شرکت اصلاً موفقیتی داشته باشد، به منابع و توجه زیادی نیاز دارد.

اگر زمان و منابع در آن دوره بحرانی اولیه هدر برود، امید چندانی نیست که زمان بیشتر یا منابع بیشتر بعداً در نهایت تفاوت ایجاد کند.

این به وضوح در افغانستان اتفاق افتاد، زیرا دولت بوش تقریباً بلافاصله توجه خود را از مداخله نظامی در آنجا و به سمت چیزی که به عنوان جایزه بزرگ‌تر برای دگرگونی خاورمیانه بزرگ می‌دید منحرف کرد: عراق.

ارتش ایالات متحده 101 هوابرد افغانستان

سربازان آمریکایی بسته های سوخت را در یک پایگاه عملیاتی در استان پکتیکا افغانستان بازیابی می کنند.

فرماندهی مرکزی نیروی هوایی ایالات متحده / استاد گروهبان آدریان کادیز


سوم، نیروهای ایالات متحده در افغانستان برای مأموریتی کاملاً نامناسب برای آموزش آنها استفاده شدند. ارتش آمریکا در جنگیدن بسیار خوب است. این کشور سابقه طولانی در شکست سریع و کارآمد برخی از بزرگترین و قدرتمندترین ارتش های تاریخ دارد. این کشور در حمله به کشورها به منظور انجام یک ماموریت سریع و قاطع، مانند شکست دادن یک ارتش یا سرنگونی یک دولت، ماهر است.

با این حال، چیدن قطعات پس از انجام این کار خوب نیست. و برای پلیس مناسب نیست، چه در قالب انجام عملیات های حفظ صلح و چه در مورد افغانستان، گشت زنی در مناطق روستایی به دنبال “افراد بد”.

این همان چیزی است که به شکست ایالات متحده در ویتنام کمک کرد و به همین دلیل است که ایالات متحده برای مدت طولانی در افغانستان گرفتار شده بود. جنگیدن به یک هدف تبدیل شد، نه وسیله ای برای رسیدن به هدف. چنین “پلیس امپریالیستی” یک سوء استفاده فاحش از ارتش ایالات متحده است. هرگز نباید اجازه داده می شد و این اشتباهی است که نباید تکرار شود.

از شکست در افغانستان درس های زیادی می توان گرفت. اما مهم ترین آنها در وهله اول مربوط به اشتباهاتی است که به جنگ 20 ساله منجر شد، نه اشتباهاتی که در اوت گذشته به پایان رسید.

پل پوست دانشیار دپارتمان علوم سیاسی در دانشگاه شیکاگو و عضو غیر مقیم شورای امور جهانی شیکاگو است.



[ad_2]

منبع: watch-news.ir

دیدگاهتان را بنویسید